X
تبلیغات
عمومی - یا امام زمان شرمنده ام....

عمومی

یا امام زمان شرمنده ام....

در سینـه دلم گم شده تهمت به که بندم ؟                 غیر از تو در این خانه کسی راه ندارد !

 

یا صاحب الزمان ! خودت میدونی که من خیلی رو دارم ، همه کار میکنم و بازهم میگم یا صاحب الزمان ، ولی چه کنم آقا ، اگه لطف تو نباشه ، اگه تو رو صدا نزنم ، پس چه کسی به من جواب میده ؟ چه کسی  دست من رو میگیره .

یا صاحب الزمان من روحم مریضه ، کمک کنید دیگه بد نباشم  . یا صاحب الزمان اينقدر خجالت زده ام كه گاهی روم نمیشه حتی توی گرفتاریها صدات كنم . تو خلوت هر کاری كه دلم  خواسته كردم  بدون اينكه متوجه باشم یکی داره من رو میبینه . حتی یادم نمی افته که امام دارم . خودمو زدم به کوری .

گاهی اينقدر تو زندگي غرق ميشم و اینقدر سرگرمیها و اسباب دنیا منو سرگرم میکنه که یه غبار ، یه لکه سیاه میشینه رو قلبم . فقط وقتی دلم میگیره ، وقتی از همه جا میبرم ، وقتی از مردم نامروتی میبینم ، وقتی از دنیای کوچک دلم خسته میشم یادم می افته که تو صدامو میشنوی .

یا صاحب الزمان مي دونم كه اين خواسته من كمال پرروئیه ، ولی آخه من اراده ام ضعیفه ، زود گول میخورم . دلم هوائیه ، دلم به اختیار خودم نیست . خیلی زود گول زرق و برق دنیا رو میخورم .کاش باورم میشد دل جای خداست کاش  باورم میشد دل حریم مقدس خداست. کاش می دونستم شکستن دل بیگناه شکستن حریم خداست.  یا صاحب الزمان من با هر گناهي که دل شما را ميشكنم ، بخدا  و به خودت قسم خجلم ، کاش میفهمیدم کارام حجابه. کاش دلم اسیر تن نبود. کاش ... !

یا صاحب الزمان کاش دلم اینقدر لایق باشه که تو برا پاکیش دعا کنی . یا صاحب الزمان به حال من بد هم دعا كنيد كه لياقت پيدا كنم وارد دسته خوبان بشم . اي مولا و مقتداي من بيا و با آمدنت مرهمي بر اين دل رنجديده باش ، هر چند رنجي كه شما از مشاهده اعمال من مي بيني ذره اي است در مقابل اقيانوسي بي كران . آقا جان من شرمنده ام ، من خجلم ، یک هفته هی گناه میکنم و بعد شب جمعه ای مي يام معذرت خواهی ... !

آخه چقدر شرمندگی ، گاهی با خودم فکر میکنم که دیگه از من دل بریدی یا شاید اصلا دل نبسته بودی ، فکر میکنم دیگه نا امید شدی ، اما نه ! شما بزرگوارتر از اون هستي كه بخواهی با اين همه بي وفايي بهم محل نذاري!! شما وفا میکنین اما من هيچ وقت بهت وفادار نبودم !! نادونم آقا ! چيكار كنم ! اگه عقلم كار مي كرد كه دل حجت خدا رو نمی رنجوندم !!شما برام دعا کنید آقا ! كمكم كن که دیگه گناه نکنم ، نجاتم بده آقا تا برات بدرد بخور باشم و فدایی قدومتون .

مهدي جان با این همه گناه وقتي مي بينم همه التماس دعا مي گن شرمنده شون مي شم . از من میپرسن ، از آقا چه خبر ؟! ای خدا مردم چقدر ظاهر بین هستند ، همه فکر میکنن منم کسی ام ، همه فکر میکنن یه خبری هست ، راستی اگه خدا ستار العیوب نبود خدا میدونه مردم حتی نگاه هم به  من نمی کردند . آقا جان تو را به مادرت زهرا (سلام الله عليها ) من را ببخش ، يا صاحب الزمان من بدم ، ولي تو را خدا به حق همه خوبا امشب منِ بد رو هم بخر .

هر شب جمعه رو به امیدی صبح میکنم و به خود می گویم که فردا دیگه روز ظهور است ولی جمعه های سوت و کور می آید و میرود ولی من همچنان منتظر روی توام آقا جان فرج تو ، فرج خود ماست ، دیدن روی تو آرزوی قلبی ماست ، گفته بودم چو بیائی غم دل با تو بگویم ، چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیائی .

 تو که اگه اراده کنی دست غیر مسلمونا رو هم میگیری و از آب و گل در میاری ، آقا جان ! آیا وقت آن نرسیده که همدم رو سیاهی مثل من باشی ، و من هم مثل همة خوشبختای دنیا به خودم ببالم که یه آقائی ، یه بزرگواری هست که همه عشق منه ، و منم بگم اگه یه روز نبینمت میمیرم ؟!!! تا کی ...؟ نه ..... چشمهای من لیاقت دیدن روی تو را ندارد ، روی تو زیباتر از آن است که من درکش کنم . مولاي من ، من تو را واسطه قرار ميدم و از خدا مي خوام كه توفيق بده تا گناه نكنم  ، خدایا به همه ما توفیق بده گناه نکنیم و شرمنده روی حجتت نباشیم شاید  به اين وسيله مقدمات ظهور آن عزیز رو فراهم كنيم.   آقاجان من خودمو قابل نمیدونم حتی اسمتونو به زبون بیارم ، اما از شما می خوام که قابلم کنی .

  یا صاحب الزمان کوه گناه بین من و تو رو حائل کرده اگه من نافرمونی میکنم به خاطر جهلمه والا دلم برات پر میزنه ، اونائی که به جدت علی پشت کردند هم جاهل بودن اما آقا من که دیگه دست به روی مادرت بلند نکردم ! من که جدت رو آزار ندادم !  من که آب به روی کودکان اهل بیت نبستم ! من شما رو دوست دارم ،آقا جون دستمو بگیر ، شاید آدم بشم ، شاید سر به راه بشم !

 آقا جون هر چه تو خوبی من بدم ، اما مکن از خود ردم .

آقا جان با اين كه خيلي گناهكارم اما هميشه میگردم ببینم کجا اسم توست ،  ببینم کجا عزای جدت برپاست ، منِ روسياه هم ميام با همه شرمندگی و خجالت باز صدات ميكنم ، ميگم آقا جان دارم توي مشكلات غرق ميشم ، جز خداي متعال و شما اهل بیت كسي نيست كه به فريادم برسد.

 یا صاحب الزمان ! دلم گرفته از خودم و گناهام ، از مردم و چند رنگي آنها ، از زمان وگذر سريع آن و از فراق ، كه چه جانكاه و طاقت فرسا و دنيا كه چه مفتون كننده است و مايه فراق .

آقا جون من به چه عملم بنازم ؟! به نمازهام که بوئی از خشوع نداره ! به عبادتم که ناقصه ! به قرآن خوندنم که روی کسالته یا به عمل خیری که توی زندگیم نیست و اگه هست بوی ریا میده !!!

اللهم نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة امامنا و کثرة عدونا و قلة عددنا . آقا جون رو سیاهم رو سیاه اما سلام من رو بپذیر، خطا کارم ، گناهکارم ، اماتو کمک کن که دیگه خطا نکنم.

آخه من کی آدم میشم . از اینکه هستم و تو رو ندارم ، از اینکه یاد میگیرم و فراموش میکنم ، از اینکه توبه میکنم و میشکنم . از اینکه وعده میکنم و عمل نمیکنم ، آقا جون باید اینبار خودت یه کاری بکنی ، یه کاری کن اینبار دیگه توبه ام توبه نصوح باشه  . آقا جون کمکم کن ، که بدون تو نمیشه ، در همه حال یاد تو اگه نباشه ما رو غفلت میگیره .

آقا جون من هموني ام كه وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم چقدر ازت دورم و وقتی به تو فکر میکنم میبینم چقدر به من نزدیکی ، من هموني ام كه دستش رو گرفتي و از خواب غفلت بيدارش كردي هموني ام كه نمک میخوره و نمكدونو میشکنه همونی ام که با يك لحظه غرور و غفلت دستش از دستت جدا میشه ، هموني ام كه فكر میكردم فقط منم كه به تو دل داده ، اما وقتی تو اين راه قدم گذاشتم فهمیدم  ای بابا چقدر عقبم . دیدم که همه جلو زدن  ،ديدم خيلي دور شدم ، بله من همونم آقا ، رو سياهم آقا رو سياه  ، چه كنم ، سعي میكنم گمراه نشم ، اما من كه راه رو بلد نيستم . اگر عمرم سر بیاد و فرصت هم از دست بره . چه كنم؟ من با این اعمال زشت خود نمک به زخم تو می پاشم اما امیدم به کرم توست و خودت فرمودی که شیعیان خود را یک دم تنها نمی گذارم ، البته اگر ما شیعه شما باشیم .

اما آقا جان با همه اینها خدا را شکر که اجازه دادی اسمتو ببرم .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 12:8  توسط یک ایرانی